همه حرف همین است!

عالم و آدم بسیج شده اند که دین شما را از چنگتان در بیاورند. این همه حرف است و حرف جز این نیست.  

به این سوالات پراکنده دقت کنید و ببینید که محور مشترک این سوالات کجاست:

 

شغل شیطان چیست؟ نفس اماره چه کاره است؟ ابلیس چه رسالتی را در این عالم بر دوش می کشد؟ غرب در جهان به دنبال چه می گردد؟

 

صهیونیزم از جان مردم دنیا چه می خواهد؟ سازمان ملل برای چه کاری به وجود آمده است؟ در دهکده واحد جهانی، قرار است چه اتفاقی بیفتد؟

 

بودجه کلان تبلیغات غرب، در چه مسیری صرف می شود؟ ماهواره ها در آسمان کشورها چه می کنند؟ رمز غربت شیخ فضل الله چه بود؟

 

 مدرس می خواست به کجا برسد؟ رضاخان آمده بود چه کار کند؟ آتاتورک چه کرد؟ و... وجه اشتراک دشمنان دانا و دوستان نادانمان کدام است؟

 

***

 

 

ادامه نوشته

زندگی

دو روز مانده به جهان، تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است.

تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی.نزد #خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد.

داد زد و بد و بیراه گفت.خدا سکوت کرد.

جیغ زد و جار و جنجال به راه انداخت،

خدا #سکوت کرد.آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.به پر و پای

#فرشته و #انسان پیچید، خدا سکوت کرد.

کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد.

دلش گرفت و گریست و به #سجده افتاد.خدا سکوتش را شکست

و گفت: عزیزم، اما یه روز دیگر هم رفت.تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال

از دست دادی.تنها یک روز دیگر باقی است.

بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن.

ولی او لابه لای هق هقش گفت:اما با یک روز...با یک روز چه کار می توان کرد!

خدا گفت:آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند،گویی هزار سال زیسته

است و آنکه امروزش را در نمی یابد، هزار سال هم به کارش نمی آید.

و آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت

و گفت:حالا برو زندگی کن.

او مات و مبهوت به زندگی نگاه می کرد که در گودی دستانش می درخشید.

اما می ترسید حرکت کند، می ترسید راه برود، می ترسید زندگی از لای

انگشتانش بریزد.

قدری ایستاد... بعد با خودش گفت:وقتی فردایی ندارم،

نگه داشتن این زندگی چه فایده ای دارد، بگذار این یک مشت زندگی را مصرف

کنم.

آن وقت شروع به دویدن کرد.زندگی را به سر و رویش پاشید،زندگی را نوشید

و زندگی را بویید.

و چنان به وجد آمد که دید می تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند،

می تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند... او در آن یک روز آسمان خراشی بنا نکرد.زمینی را مالک نشد.

مقامی به دست نیاورد اما... اما در همان یک روز دست بر پوست درخت کشید.روی چمن خوابید.

کفش دوزکی را تماشا کرد.سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که

نمیشناختند، سلام کرد و برای همه ی آنها که دوستش نداشتند

از ته دل دعا کرد.او در همام یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد،

لذت برد و سرشار شد و بخشید،عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.

او در همان یک روز زندگی کرد اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند،

امروز او در گذشت، کسی که هزار سال زیسته بود!
#من_نوشت:
همین امشب تصمیم بگیرید زندگی کنید...
زندگیا...

ایستگاه

برای همه ما آدما یه وقتایی هست تو زندگی که باید ایست کنیم.
یه نگاه بندازیم به پشت سرمون...
به مسیری که اومدیم و جای پامون رو خوب برانداز کنیم...
ببینیم کجا در جازدیم
کجا کج رفتیم
کجا دور زدیم
کجا دور خودمون چرخیدیم
کجا تند رفتیم و کجا لاکپشتی حرکت کردیم
برای همه ما این باید هست
بایدِ توقف...
وقتی خوب دیدی باید فکر کنی
خوبِ خوبِ خوبِ...
به مسیری که برای خودت در نظر داشتی
به مقصدی که قصدش کرده بودی...
و ببینی چقدر باهاش فاصله داری و چرا؟
و بعد ...
یه تصمیم بگیری...
تصمیما...
نه همینطوری از سر دل خوشی...
نه...
یه تصمیم قاطع برای ادامه...
مگه چقدر عمر داریم که تا اینجاشو خراب کردیم...
امروز برای من اون روزه
شاید برای تو هم همینطور باشه😊
پس بجنب تا دیر نشده
و نترس... همینکه اراده کنی خدا همراهیت میکنه
#یا_علی🌹

اشتباه

و اما حرف...

نبودم. حس میکردم خالی شدم. آدم گاهی حس میکنه از درون خالی شده. نه حرفی، نه شکایتی، نه گریه ای... فقط گاهی آه...
اعتراف به اشتباه همیشه سخته. واسه همین خیلی وقتا خودمونو گول میزنیم. وقتی خیلی تو به حماقت زدن خودمون اصرار داریم یهو خدا میاد و همه چیز رو کن فیکون میکنه...
همین چند شب پیش دوستی بهم پیشنهاد میکرد بخاطر اشتباهی که دارم مرتکب میشم حتما پیش مشاور برم. من گفتم میدونم اشتباهه. اما میخوام پای اشتباهم بمونم. یه جور لجبازی بچه گانه...
به یک روز نرسید خدا کاری کرد که خودم بگم غلط کردم. یعنی یه جوری راه اشتباهو بست که بخوامم نتونم توی اون مسیر بمونم.
شکر
خدایا شکرت...
بابت اینکه هستی
و حماقتهای بچه گانه منو طاقت میاری...
و به موقع میزنی پس کله ام😊
#من_نوشت:
نمیگم اشتباه نکنید. چون آدمه و اشتباه. اما اشتباهاتتونو بپذیرید و روش اصرار نکنید. چون پس کله ای میخورید.😉
از من گفتن بودا
#روزتون_سرشار_از_نگاه_مهربان_خدا😍
#روزگارتون_خدایی🌹