درد دل
حرفهای دلم را رمز می گذارم برای نامحرمان...
محرمان پیدا یم می کنند...
حرفهای دلم را رمز می گذارم برای نامحرمان...
محرمان پیدا یم می کنند...
دشمن فرار نكنند، به دشمن پشت نكنند. رها كردن مواضع و عقبنشينىِ منهزمانه در مواجههى با دشمن، از جملهى چيزهايى است كه قرآن تأكيد ميكند كه نبايد انجام بگيرد؛ در جنگ نظامى و در جنگ سياسى و در جنگ اقتصادى، در هر جايى كه صحنهى زورآزمايى است، در مقابل دشمن بايد ايستاد؛ بايد عزم شما بر عزم دشمن پيروز بشود، بايد ارادهى شما بر ارادهى دشمن غالب بشود؛ و ميشود و اين ممكن است. در عرصهى هرگونه جهاد و كارزارى، پشت كردن به دشمن و هزيمت كردن، از نظر اسلام و قرآن ممنوع است....نرمش قهرمانانه به معناى مانور هنرمندانه براى دست يافتن به مقصود است؛ به معناى اين است كه سالك راه خدا - در هر نوع سلوكى - به سمت آرمانهاى گوناگون و متنوّع اسلامى كه حركت ميكند، به هر شكلى و به هر نحوى هست، بايد از شيوههاى متنوّع استفاده كند براى رسيدن به مقصود. وِ مَن يُوَلِّهِم يَومَئِذٍ دُبُرَهُ اِلّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ اَو مُتَحَيِّزاً اِلى فِئَةٍ فَقَد بآءَ بِغَضَبٍ مِنَ الله؛(۸) هرگونه حركتى - چه حركت به جلو، چه حركت به عقب - مثل ميدان رزم نظامى، بايد به دنبال رسيدن به اهدافِ ازپيشتعيينشده باشد.
... آنچه نقطهى مقابل نظام اسلامى است، استكبار است. جهتگيرى خصومتهاى نظام اسلامى، با نظام استكبار است؛ ما با استكبار مخالفيم، ما با استكبار مبارزه ميكنيم.
ادّعا ميكنند طرفدار بشرند؛ هواپيماى مسافرى ايران را روى آسمان ميزنند، قريب سيصد نفر مسافر بىخبر را از بين ميبرند، نابود ميكنند، عذرخواهى هم نميكنند، به آن كسى كه اين جنايت را انجام داده، مدال هم ميدهند!
...ما در زمينهى تصميمگيرىهاى اقتصادى و برنامهريزىهاى اقتصادى نقاط ضعفى داشتهايم؛ اين نقاط ضعف موجب شده است كه دشمن احساس كند با تحريم و امثال آن ميتواند رخنه ايجاد كند؛ اين فرصتى است براى ما تا اين نقاط ضعفمان را بشناسيم، آنها را برطرف كنيم و انشاءالله برطرف خواهيم كرد.
... بدانند - همانطور كه گفتيم - ملّت ايران با همهى ملّتهاى دنيا «اِمّا اَخٌ لَكَ فى دينِك اَو شَبيهٌ لَكَ فى خَلقِك»(۱۴) است، احترام ميگذارد؛ امّا برخورد ملّت ايران با متعرّض، برخورد پشيمانكنندهاى است؛ آنچنان سيلىاى به متعرّض خواهد زد كه هرگز فراموش نكند.
... بدون هيچگونه ترديدى آيندهى روشن و اميدبخش اين كشور و اين نظام متعلّق به شما است؛ شما خواهيد توانست كشورتان و ملّتتان را به اوج افتخار برسانيد؛ شما به توفيق الهى خواهيد توانست الگو و نمونهى كاملِ تمدّنِ نوينِ اسلامى را در اين آب و خاك تشكيل بدهيد؛
از دبستان یادم داده اند 2در 2 می شود چهار...اما من هیچوقت دودوتایم چهارتا نشد...
من اصولی در زندگی دارم که هرگز (البته به یاری خدا) از آنها تخطی نخواهم کرد...درست که این روزها به خاطر پایبندی به اصول بد می بینم و سرزنش می شوم اما...
من در برخوردم با آدمها هرگز دودوتا یم چهارتا نشد...البته مثل خیلی ها هم سودجو نبودم که هر وقت پای نفعم در میان بود دودوتا برایم بشود بیش از 4...
خدا به من یاد داد که آنچه را برای خودم می پسندم بیشترش را برای بقیه بپسندم و آنچه برای خودم نمی پسندم حتی فکرش را برای دیگران به ذهنم راه ندهم...
خدا به من یاد داد اول همسایه و بعد خانه...برای همین اولویت برایم همیشه دیگران بوده اند بعد خودم...
خدا به من یاد داد تا زمانی که از مخلوقش تشکر نکنم شکر خودش را نمی توانم به جا بیاورم...و من با هر بهانه ای ولو کوچک درصدد تشکر و در حد توانم درصدد جبران لطف دیگران بر می آیم...
خدا به من یاد داد اگر توفیق انجام کاری در حق بندگانش را داشتم فراموش کنم چه برسد با منت آتش بر خرمن اعمالم زنم...
من معلم خوبی داشته ام...
من به خاطر این اصولم از بنده های این خدا زیاد نامردی و سوء استفاده و تمسخر و سرزنش دیده ام...زیاد اشکم درآمده ...بی رودربایستی زیاد بی چشم و رویی دیده ام...اما اصلا تخطی از این اصول در ذاتم نیست...بعضی چیزها باید در ذات آدمیزاد باشد...
احساس می کنم این روزها اسلام شده پوستین وارونه...اصولش گم شده و پوستش!!! آنهم وارونه در جامعه جاری است...من منطقم بد نیست...همیشه جزو برترین های کلاس منطق و اصول بوده ام اما منطق این روزهای این مسلمانان برایم قابل درک نیست...من تابع منطقی نیستم که دودوتایش چهارتاست...
منطق من منطق ائمه (علیهم السلام) است...همان حسینی که این روزها خیلی ها اسمش را می نویسند و ضد رسمش عمل می کنند...همان ها که زیر خیمه حسین(علیه السلام) سینه می زنند و یزیدی عمل می کنند...
حساب من و اصولم با خدایی که دودوتایش چهارتا نیست...خدایی که یک در یکش می شود 10 تا و 70 تا و 700 تا...
حساب شما دودوتا چهارتا بماند ببینیم کداممان سود می کنیم؟؟؟!!!
من: از خیلی چیزها دلم گرفته و از خیلی آدمها...این روزها دلگیرم و فقط حس دستان مهربان خدا بر شانه هایم و نگاه تحسینش است که آرامم می کند...همین که می گوید تو در راهت بمان بقیه اش با من...
اما این باعث نمی شود سر کلاس منطق دور از چشم استاد عزیزم اشکهایم را از گوشه چشمم پاک نکنم...اشک باید بیاید تا سبک شود دل و آبی باشد بر آتش سوزنده دل...
یک چیز را آدمهای اطرافم یادم دادند: از هیچکس توقع نداشته باشم دنیای من و اصول مرا درک کند.از دیگران در حد خودشان توقع داشته باشم...
و بعد کربلا را به تصویر کشید...
میلیونها زائر و دلداده به حسین(علیه السلام) تا چشم کار می کرد سیاهپوش و سینه زن...
مشغول تماشای این صحنه بودم که ناگهان حس بدی به من دست داد...یک آن به ذهنم خطور کرد اینهمه شیعه و محب..ولی هنوز اماممان پشت پرده غیبت؟؟؟!!!
یعنی بین این میلیونها، 313 نفر خاص الخاص و سرباز ندارد آقایمان؟؟!!
کم نبودند این جمعیت، حتی مشتی بودند نمونه خروار...اما...
این یعنی ما صادقیم در ادعایمان یا کربلا و عاشورا تنها یک حادثه دراماتیک است برایمان؟؟!!
هرچند که بیمار تو هستیم همه
دیوانه دیدار تو هستیم همه
بین خودمان بماند آقا، عمری است
انگار طلبکار تو هستیم همه...
مطالعه تاریخ اسلام، آنهم به صورت طولانی یک ویژگی به انسان می بخشد:
ناخود آگاه در مسائل و اتفاقات سیاسی و اجتماعی و موضعگیری ها و اخبار...به یاد یک حادثه تاریخی می افتی...اصلا هم دنبال این نیستی که تطبیق دهی...
صبح یک تیتر خبری از یک روزنامه ای دیدم( البته من معمولا روزنامه های تندرو چپ و راست را نمی خوانم ،چون هردو دنبال سیاه نمایی هستند) خیلی اتفاقی بود دیدن تیتر این روزنامه چرا که این روزنامه را صدسال مفت هم بدهند من شیشه های خانه ام را هم با آن پاک نمی کنم.تا عصر این تیتر توی ذهنم ماند.بعد مقایسه کردم عده ای را که در مورد یک فرد سیاسی این مملکت با چنان بغضی صحبت می کنندو می کردند و خواهند کر که ناخودآگاه به یاد بغض ((بدر)) و ((احد)) و ((خندق)) می افتی و فکر می کنی شاید این رجل سیاسی دیرزمانی پدر و برادری از این دسته از دم تیغ گذرانده و ریشه جاهلیت هنوز که هنوز است در بعضی مدعیان روشنفکری باقی است....
پای طرفداران خودشان که باشد آیت الله، حجت الاسلام، آقای دکتر، جناب مهندس و صد منصب حقیقی و مجازیش را می آورند ولی فلانی را با دهن کجی و تمسخر نام می برند...
خدا به فریادتان برسد که آتشی مهیاست از برای مستهزئین...
قول داده بودم از قرنطینه که درآمدم از حال و احوال خویش باخبرنمایمتان...ملالی نیست جز فراق یاران
بخوانيد دوستان بهتراست...ياران شبهه ناك است...![]()
اما بعدتر...
از تمام كساني كه انتظارش را نمي داشتم اما اين روزهاي سخت حق رفاقت را در حقم اتمام نمودندي شديدا تشكر مي نمايم و اميد است در شادي هايشان توان جبران داشته باشم...![]()
![]()
![]()
به تمام كساني هم كه كلا خودشان را زدند به رگ بيخيالي، و هيچ اعلام موضعي ننمودند بشارت ميدهم كه برايشان خواهم داشت(و بشر البيخيالان...)![]()
![]()
![]()
اما بعدترتر...
بهترم اگر روزگار دست از اين چرخش خلاف جهت با من بردارد...هنوز بهبودي كامل حاصل ننموده ام اما به ياري اين ماه عزيز و دعاي اساتيد و دوستان و همت مضاعف خويشتن برآنم كه خويشتن را از اين مخمصه تاريك كه كمتر كسي را ياراي مقابله با آن است برهانم و مرغ جان را از قفس هواجس بپرانم...![]()
![]()
![]()
ملتمس دعاي خيرتان هستم هنوز
فارسي معيار:خوبم اما نه خيلي...هنوز زمان نياز داره تا خيلي از مشكلات حل بشه...
نظر مشاور اينه كه نه اين دل ديگه براي من دل ميشه و نه اين قلب...اما نظر من اينه كه صاحب اين دل و قلب خداست...خودش بلده هم دلو دل كنه و هم قلبو...فقط من بايد يه كم تمرين صبر و رضا و توكل كنم...ناسلامتي كلي ساله دارم به بقيه مشاوره ميدم...خلاصه كه من دارم سعي مي كنم خوب بشم...شماهام برام دعاكنيد...
ساعت ۲:۳۰ بعداز ظهر عاشورا،خسته از شيفتهاي متوالي اومديم يه كم بخوابيم تا شب دوباره بيايم سر كار...طرف زنگ زده
مي پرسه مي خوام ببينم اينجا الايزا داريد؟؟؟؟![]()
![]()
يعني من يك دقيقه به احترام اين سوال سكوت كردم و بعد در نهايت تلاش براي خونسردي هرچي به طرف ميگم آزمايشگاه تعطيله، اينجا طبقه مسكوني بالاي آزمايشگاهه دوباره حرف خودشو مي زنه....خداااااااااااااااااا!
دوستم حرف خوبي زد...گفت بايد بهش مي گفتي اتفاقا اين تست را فقط ظهرهاي روز عاشورا انجام ميديم تا يه ربع ديگه اينجا باش![]()
![]()
![]()
يا بيمار سه شب قبل دكتر براش آمپول نوشته همين شب عاشورا ديده: از هيئت مياد بد نيست يه سرم بريم بيمارستان آمپول بزنيم...![]()
![]()
شما يا بيمار بودي كه دكتر برات آمپول نوشته يا بيمار هستي كه ۳ روز بعد شب عاشورا نصف شب مياي آمپوي مي زني؟؟
يا نيم ساعت به سال تحويل اومده جواب آزمايشي را بگيره كه ۲ روز قبل بايد مي گرفته!!!!![]()
يعني همه دغدغه يه نفر نيم ساعت به سال جديد گرفتن جواب آزمايش ۴ روز قبلش بوده!!!![]()
![]()
![]()
يا ساعت ۱ شب اومده ملاقات بيمارش...اينكه نگهبان محترم اصولا بوق هستند يا نيستند بماند شما همراه محترم اينقدر بيكاريد؟؟؟![]()
![]()
اينه كه ميگم خدا در و تخته را خوب براي هم ساخته...اين بيمارا و اين دكترا خوب به هم ميان؛ موندم من اين وسط چه گناه كبيره اي مرتكب شدم گير هر دو دسته افتادم؟؟؟الهي توبه...![]()
![]()
![]()
آخه دكتر احيانا توي اين ۷ سالي كه درس خونده بايد يه چيزي ياد گرفته باشه!!!
قصد توهين ندارم اما ...يه چيزايي مي بينم اينجا كه !!!بهتره چيزي نگم...
حالا اگه چيزي نگرفته اند كه پس خيلي خيلي بي سوادند و متاسفم براي دانشگاهي كه بعضي از ماها ازش فارغ التحصيل ميشيم...
ديشب مثلا شب عاشورا بوده...كلي بيمار بستري كرديم و فرداش كه امروز باشه مرخص شدند!!!و هزينه آزمايشات بي مورد و بستري شدن توي سي سي يو و بخش داخلي و...بماند...
دوباره امشب به همين منوال...به بعضيا بايد گفت دكتر عزيز اگه پزشكي اينه كه هر بيماري وارد بيمارستان شد كليه آزمايشات اورژانسي و غير اورژانسي را براش بنويسه و گرافي و نوار قلب و مشاوره متخصص،،، كه ببخشيدا نيازي به ۷ سال دود چراغ خوردن نبود!!!
بيمار اومده، همه آزمايشات نرمال، نوار قلب نرمال، گرافي نرمال؛؛؛دكتر زنگ زده از من مي پرسه پس اين چرا دلش درد ميكنه...شما بگيد من سرمو كجا بكوبم خوبه؟؟؟
این هم شعر زیبای دیگری از جناب نادری در رثای یوسف خون خدا...
ماه روئی که دل از یوسف کنعان برده است
زَهره از بند دل لشکر عُدوان برده است
شاه مردی که سَرِ بازیِ شطرنج وفا
گوی و میدان سَرِ سَربازی جانان برده است
آب، رویش که ندیده است، لبش پیشکشش
آبرو از رخ و آب و لب و باران برده است
این که خون نیست همه سرخی شرم است درآب
که چرا دست پر از آبله در آن برده است!
لشکری را که بیانداخته دستانش را
دست انداخته و مشک به دندان برده است
نیزه و تیر و سنان کم شده در خیمه مگر؟
که به چشم و تن خود حضرت قرآن(ع) برده است!
شکرجان داد و تنش گرم به خیمه نرسید
جان سالم به در از شرم یتیمان برده است
*****
بگذارید که من بگذرم از این روضه
که دگر کار مرا بغض به پایان برده است
یوسف خون خدا! تا شده یعقوب تو تا
تن صد چاک تو را از کف میدان برده است
مجتبی نادری طاهری
سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای
آهسته می تراود از این غم ترانه ای
باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریه خدایا بهانه ای
باران مي بارد امروز...قطره قطره بر اين زمين خاكي...دل پري دارد آسمان؛پر پر...
امروز تاسوعاست و باران مي بارد.چندي است هر سال تاسوعا آسمان همپاي حسين(ع)و زينب(س) و اهل حرم مي گريد در سوگ علمدار؛ عباس...
بغضي غريب گلويم را مي فشارد، امروز تاسوعاست و فردا عاشورا و من به سان تماشاگري متحير اين گذر روزها در ظرف زمانم...
گاهي سرم به سمت زينب است و گاهي حسين، گاهي صداي ضجه هاي اصغر و گريه هاي كودكانه رقيه...گاهي اكبر وگاهي عباس...عباس...عباس...
مات و مبهوت...هنوز بعد از اين همه سال در وادي حيرتم...در چكاچك شمشيرهايي كه فردا به صدا در مي آيند و خون خدا را بر زمين مي ريزند...عاشورا...حسين...زينب...عباس...
گم شده ام...اصلا محرم را براي همين تحيرش دوست دارم...براي همين مات و مبهوت بودنش...براي همين باران بي وقتش...
آسمان ببار...ببار بر غمي كه بر آل طاها رفته...به جاي همه روزهايي كه نباريدي ببار...به جاي رودي كه آبش را از شش ماهه دريغ كرد...براي عباس ببار...
آسمان كدامين نوحه سرا برايت مي خواند كه اينطور بي تابي؟؟؟ كربلا نيازي به واگويه ندارد...چشم كه باز كني هنوز هم حقيقت عاشورا را مي تواني در لوح محفوظ الهي ببيني...تعزيه خيلي كم دارد...خوب است اما كم دارد ...دلي كه نتواند هر سال و هر لحظه عاشورا را از عرش الهي به چشم دل ببيند كه دل نيست...
نزن بر طبلت ...صداي طبل جنگ مي هراساند رقيه را و بي خواب مي كند اصغر را...امروز و فردا را بنشين و آرام گوشه اي اشك بريز...سينه بزن و مويه كن...
چشم باز كن...فردا روزي است كه نداي((الان انکسر ظهری)) حسین دل عرش را به درد می آورد...فردا روزی است که در یک نیمروز زینب تمام هستی اش را یکجا در خاک و خون غلتیده می بیند...
زینب ؛ فردا عاشوراست...امشب خوب عباست را ببين و اكبر و اصغرت را...روزگار بدي است...چشم از حسينت برندار...آرام جانت...روزگار بدي است...
دم گرفته ام از ظهر:
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است، نكن اي صبح طلوع
ظهر فردا ... نكن اي صبح صلوع
فردا...فردا...فردا...قاسم، عبدالله، اكبر ، اصغر،عباس، حسين...حسين...حسين...وامحمدا...واعليا...وا فاطمتا
و من هرسال از خود مي پرسم كه در اين دنياي بي حسين تو مانده اي چه كني؟؟؟و من هر سال به سان جامانده هاي از كاروان عشق ميان دود و آتش خيمه ها و ضجه كودكان و خون ...حيرانم...
آجرك الله يا صاحب الزمان...
من: اين روزها دور از هياهوي هيئت ها و شور عاشورائيان در اين گوشه دنج دنيا...شيفت دارم...من امسال ايام مهمي را سركار بودم...شبهاي قدر،عيد فطر، ۱۳ رجب، عيد غدير، و تاسوعا و عاشورا...
راضيم...به همين اشك هايي كه بي هيچ بهانه اي از چشمانم روي زمين سرد بيمارستان مي چكد...راضيم به نوحه خواني هاي خودم و سينه زدن هاي خلوتم...اميدوارم شما دوستان عزيزم مرا كه از اين مجالس پر فيض محرومم فراموش نكنيد...التماس دعاي فراوان
عاشورا : صدای قداست زدایی و حریم شکنی
مردی را دیدند که قفل از مغازه ای برمی گرفت، گفتند چه می کنی؟ گفت دهل می زنم! گفتند پس چرا صدا ندارد؟ گفت: فردا صدایش در می آید.
آنچه در کربلا واقع شد صدای دهلی بود که توسط رهزنان فکری مردم، آنگاه که قفل از قداست ولایت و احکام الله برداشتند، نواخته شد.آن روز جز قلیلی خداترس و مورد رحمت خدا، کسی نمی دانست که قداست شکنی چه صدایی دارد.عاشورا همان صدای قداست زدایی و حریم شکنی است.
اما این قداست زدایی از کجا شروع کردند؟
از آنجا آغاز کردند که در هنگام رحلت رسول خدا(ص) گفتند: (( این مرد هذیان می گوید!!)) اتهام هذیان اولین تیری بود که رسما و علنا به حریم قداست نبوی رها شد. قبلا بارها در نافرمانی و وسوسه مومنان به اعتراض کوشیده بودند اما جسارت توهین را نیافته بودند، اینک اولین خاکریز را می شکستند و کسی به دهان متجاوزان نکوفت. فدک را از دختر پیامبر غصب کردند کسی اعتراضی نکرد. حدیث پیامبر و نقل آن را ممنوع کردند، احکام خدا را تغییر دادند هزاران حدیث جعلی ساخته و پراکنده شد ،کسی برنیاشوبید.علی را برای بیعت اجباری کشان کشان به سوی مسجد بردند شمشیرها از غلاف بیرون نیامد .درب خانه دختر پیامبر خدا را که رضایت او رضایت خدا و خشم او خشم خداست به آتش کشیدند و صورتش را نامردانه به سیلی نیلی کردند، غیرت ها به جوش نیامد. و عجیب تر آنکه همه این طرح ها و نقشه ها ((حریم ولایت)) را هدف داشتند.سب امیرالمومنین در منابر وابستگان معاویه آغاز شد وسب کنندگان به زیر کشیده نشدند. به امام حسن(ع) اهانت شد و اهانت کنندگان پاداش گرفتند .خاکریزها یکی پس از دیگری شکست تا امروز ،مرکز ولایت ،حسین(ع )در سرزمین کربلا به محاصره دشمنان درآمده است.
در طرح قداست زدایی جابه جایی ارزش ها مطرح است نه طرد ارزش ها.. حسین(ع) را خارجی می خوانند تا یزید را امام عادل نمایند. بندگی خدا را طرد می کنند تا طوق بندگی طواغیت را بر گردن ها اندازند.
مقام معظم رهبری 1377 خطبه اول نماز جمعه
سختیهای خودش را داشت و آسانیهایش را...شکر...حرفهایی دارم که وقتی تمام شد خواهم گفت...
امیدوارم این 3 ماه پایانی با عاقبتی خیر به پایان برسد.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا بحق مهدی(عج)
کی می تواند بگوید عبدا.. بن عباس و عبدا... بن جعفر از اسلام و از محبت خاندان پیغمبر نصیبی نداشتند؟ اینهایی که در دامان آل پیغمبر بزرگ شده بودند، اما نقشه عوضی دستشان بود. نمی دانستند آن سرزمینی که باید از آن دفاع بشود و آن نقطه ای که باید برایش فداکاری بشود کجاست. نشستند در مدینه به امید اینکه 4 تا مسأله بگویند . اسلام مجسم را، قرآن ناطق را، حسین فاطمه (س) را تنها گذاشتند.
امروز هم در دنیا آن کسانی که دم از اسلام می زنند و نام اسلام می اوردند و ادعای اسلام می کنند خیلی هایشان نمی دانند اسلام کجاست و در چه صحنه ای باید از آن دفاع کرد. هنر بزرگ شناختن صحنه است
عاشورا روز بالیدن است، نه فقط نالیدن
بساطش آموزه است، نه فقط موزه
تمرین خوب نگریستن است، نه تنها گریستن
نماد شعور مذهبی است، نه تنها شور مذهبی...
کتاب ((کربلا مبارزه با پوچی ها)) از استاد طاهر زاده...بی نظیره...
در فرهنگ اموی رضاخانی، یک عقیده بود که دائم تبلیغ می شد و آن اینکه اگر جانتان را می خواهید حفظ کنید دم نزنید.ولی شیعه ای که حسین (ع) داشت در آن سایه شوم به رهایی فکر می کرد و نه به تسلیم و اگر درشبیخون فرهنگی موجود بخواهند باور ها را به آنجا بکشند که دیگر فرهنگ غارتگران سرمایه های معنوی همه جا را گرفته اند و چنین القا کنند که تسلیم شدن آبرومندانه ترین کاری است که می توان انجام داد بدانید که مارا از حسین(ع) جدا کرده اند.واینها شیطان هایی هستند که آواز یاس می خوانند تا ما را تسلیم پلشتی و مادی گرایی کنند واز درخشندگی همچون مولایمان حسین(ع) محروممان سازند.
پایبندی به ارزش ها راه و طریق حسین(ع) است ووسیله نجات ما در تمام تاریخ بشر در هر اجتماعی که باشد.
هیچ وقت، هیچ چیز عوض نمی شد درحدی که ما مجبور شویم به اسلام پشت کنیم.
هیچ وقت، هیچ چیز عوض نمی شد درحدی که ما مجبور شویم از حسین جدا شویم.
هیچ وقت، هیچ چیز عوض نمی شد درحدی که ما مجبور شویم از انقلاب وامام عزیز و ولایت فقیه که ادامه راه امامان است جدا شویم.
هیچ وقت، هیچ چیز عوض نمی شد درحدی که ما مجبور شویم از ارزش های الهی انقلاب جدا شویم.
وگرنه به خودمان پشت کرده ایم و در زیر لگد هوس و روزمرگی له می شویم.
((زمانه عوض شده است)) یعنی چه؟
((خواست مردم تغییر کرده است)) یعنی چه؟
حق همیشه حق است و حسین(ع) حیات همیشه بشریت است، و تغییر پذیر نیست ومحال است خواست بنیادین مردم، دینداری و محبت به حسین نباشد.اتفاقا اسلام و کربلا پاسخگوی عمیق ترین خواسته مردم است.
.. آنچه معاویه بر باور مردم نشانده بود، قدرت برتری است که مردم از او تصور کرده بودند. اژدهای قدرت از طریق دولت غول آسای اموی- رومی، سراسر سرزمین اسلامی را زیر حاکمیت خود دارد.توان مقابله و سرکوبی با هرکس و هرجا توسط حاکمیت، چیزی است که معاویه می خواست در ذهن مردم نشسته باشد، ونشسته بود.در این حال هرچیز بر اساس و در حول محور ترس از حکومت، دوران دارد و درخشش سلاح هاست که افکار را جهت می دهد وراه های زندگی کردن را تعیین می کند و هیچ انتخاب آزادی برای انسان ها باقی نمی گذارد.در چنین شرایطی درگیر شدن با چنین اژدهای قدرتی که سایه او همه جا گسترده شده و مرعوب قدرت نمایی این اژدها نشدن، جامع ترین کاری است که هرکس بتواند به آن دست بزند عملا بودن خود را اثبات کرده است.چرا که هرکس به اندازه انتخاب هایی که خود انجام می دهد وجود دارد و نفس نپذیرفتن این سایه ترس، زندگی و مقصد و هدف حیات است؛ چرا که زندگی یعنی رسیدن به این حقیقت که: ((لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم))و به چنین مقامی نمی رسی، مگر با مقابله با قدرت های دروغینی که به ظاهر جای قدرت خدا را گرفته اند.
در حاکمیت فرهنگ اموی- رومی معاویه، همه به قدری مرعوب شده اند که به مدیحه سرایی آن روباه مکار افتاده اند و تنها کسی می تواند نترسد که تشویش درون را با توکل به حق فرونشانده و جان را با حق پر کرده باشد و بتواند با بزرگ دیدن خدا و حاکمیت سنت های الهی، شکست ناپذیر بودن معاویه را دروغی آشکار ببیند و به رسوا کردن آن نیرنگ بزرگ دست زند. وحسین(ع) در چنین شرایطی راه را نشان داد تا برق اسلحه ها ما را به انتخاب آنچه نمی خواهیم وادار نکند و خود انتخاب کنیم،آنچنان که او خود انتخاب کرد.
کربلا مبارزه با پوچی ها:استاد طاهرزاده
کم کم سیاهی علمت دیده می شود
آثار خیمه های غمت دیده می شود
افتاده سینه ام به تپش های انتظار
از روی تل دل ، حرمت دیده می شود
ای کربلا به دلبر زینب سلام کن....
مهمان تو حسین(ع) گل خیر النساء رسید
خدا گفت: ارزشت را درک نمی کنند؟؟؟چرا خودت را زجر می دهی...
جهنمم را برای همین مواقع آفریده ام...
دوست نوشت: می نویسد و می نویسم برایش...ما که خوب ارزششو می دونیم...
و باز هم سروده زیبای دیگری از آقای نادری...
ما یک طرف هستیم تنها، آنطرف دنیاست
باشد ولی این بیستون همواره پابرجاست
سُرخست با سیلی اگر خورشید این ملت
در راه عزت هرچه باشد فقر استغناست
پله به پله امتحان ها سخت خواهدشد
باید زمین خورد و بدون جازدن برخاست
حتی قزل آلا که روی رود را کم کرد
فردا اسیر موج های وحشی دریاست
قبلا جهاد عشق، حالا با جهاد علم
بار گران استقامت روی دوش ماست
وقتی که دانشمند کشور با ولایت بود
تکلیف دیگر مردم از این ماجرا پیداست
گیرم گُلی پرپر شود آینده این دشت
سرشار از فرزانگی ها، شهریاری هاست
تهدید ها را می شکافد پرچم دانش
تا درس و استاد و کلاس و امتحان برپاست
دشمن از این تحریم ها طرفی نخواهد بست
تا بوده این بوده و تا آخر خدا با ماست
مجتبی نادری طاهری
آنان که رفتند حسینی بودند،
آنها که مانده اند باید کار زینبی کنند و الا...
می دونید بچه ها! بعضی جوابها را شنیدن سخته اما اونهایی که جواب میدند گاهی نمی دونند سائل چقدر سختی کشیده تا همین یه سوال را بپرسه!!!اینقدر که پرسیدن اون سوال سخت بود جوابش سخت نبود...
القصه!از دعاها کاری برنیامد... تا حدود ۱۰ روز استراحت مطلقم و تازه دعواهام شروع میشه سر استعلاجی گرفتن محل کار...البته مهم نیست.مشکل خودشونه...
اصرار بود بر بستری شدن اما به هیچ وجه موافقت نکردم... و البته شماها من لجباز را خوب می شناسید که اگه نخواهم کاری کنم نمی کنم...
بعد از ۱۰ روز اگر بهتر شدم که هیچ اما اگر بهتر نشدم
بازم هیچ...
از اونجایی که قول دادم و با همین قول از زیر بستری شدن در رفتم توی این مدت وب مب تعطیل...استرس تعطیل...شنیدن و گفتن حرفهای ناامید کننده تعطیل...دیدن و رفت و آمد با هرکسی که استرسم را تشدید کنه تعطیل...شعر و باران و نوشتن و خواندن و خاطره و قاصدک و ...همه چیز تعطیل...
فقط مونده بود بگه که زندگی تعطیل روش نشد...
دعا کنید برام... چیزی تا محرم نمونده...
من: نگران نباشید.من دوباره بر میگردم با همون چهره همیشه خندان و مصمم و با پشتکار...
بر میگردم نه چون این دنیا ارزش جنگیدن داره...چون هنوز خیلی به خدا بدهکارم...خیلی...
تا نیستم اگه دوستم تونست جواب میده و آپ می کنه اما نشد ...خوب نشده دیگه...
شدیدا التماس دعا...یاعلی
يك سوال برايم مطرح شده اين روزها:
سخن گفتن از خزانه كشوري كه در آستانه مذاكرات هسته اي قرار دارد آنهم مذاكره با گردن كلفتان عالم مطابق كداميك از اصول سياست است؟؟؟!!!
دولت جديد از وضعيت اقتصادي كشور خبر نداشت؟؟؟!!!
تنها به جهت كوبيدن دولت قبل بايد دست به چنين اشتباهي زد؟؟؟!!!يا با جار زدن مكرر نقايص كشور مردم فراموش خواهند كرد كه دولت به اصطلاح تدبير و اميد با چه شعارهايي روي كار آمده است؟؟؟!!!
شايد هم ادامه روند تورم اقتصادي موجب شده دولت براي تبرئه از سوالي كه ((در اين مدت گذشته چه كرده ايد؟؟؟)) باز هم دولت سابق را زير سوال ببرد...
كه البته دليلي هم ندارد...مردم ما فهيم تر از آنند كه توقع داشته باشند در چند ماه بتوان وضعيت اقتصادي را بهبود بخشيد...
اميدوارم اين وضعيت تا پايان دوره رياست جمهوري ادامه نيابد...![]()
![]()
در آستانه ۱۳ آبان هستیم.روز تسخیر لانه جاسوسی و چقدر به موقع دستها رو می شوند...
خدا همیشه دستش پر است.
دنیا آرام آرام متوجه می شود که آمریکا جرثومه پلیدی است که تا آخرین قطره خون بشریت را نمکد دست بردار نیست...
و امسال محکمتر از قبل مرگ بر آمریکا خواهیم گفت.ما حتی اگر بر فرض محال روزی مجبور به صلح شویم که معاویه را در جایگاه حسن(ع) قرار نخواهیم داد...و دست از ((اللهم العن اول ظالم ظلم ...اللهم العن ابوسفیان و معاویه بن ابوسفیان)) که برنخواهیم داشت.
و امریکا ادامه همان هاست.فرزند نامشروع اولین غاصبان...
و روی سخنم با آنهاست که به گمان خود دوره شعار مرگ بر آمریکا گذشته است...امریکا سردمدار امپرياليسم است؛ سردمدار تفکری است که این همه سال با انواع سلاح های خود می خواسته و خواهد که مانع پیشرفت ایران شود.این تحریم های متعدد اقتصادی آمریکا مرا به یاد صحنه ای از فیلم ((محمد رسول الله)) می اندازد:
صحنه ای که ابوجهل در بیابانهای داغ حجاز بلال را شکنجه می کرد و پا گذاشته بود روی حلقوم بلال و با بت کوچکی که دستش بود از بلال می خواست که بگوید خدا من هبل است...
و من ایمان دارم که اگر استقامت بورزیم، خداوند از غيب مدد خواهد رساند.اين وعده الهي است:
إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا فَلا خَوفٌ عَلَيهِم وَلا هُم يَحزَنونَ

مرگ بر آمریكا، یک شعار نیست؛ یک عقیده است...
مرگ بر آمریكا سند هویت و ابتكار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریكا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.
مرگ بر آمریكا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را میپرستیم و از او یاری میجوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم میزنیم.
مرگ بر آمریكا یعنی رب عالم، پرورانندهی عالم است و دست مستكبرین تا آنجا توان دارد، كه حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنكشی را بهر امتحان خویش به آنها بدهد.
مرگ بر آمریكا یعنی ركوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم میجنگد.
مرگ بر آمریكا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی همهی هویت ما كه اگر نفی آن نمیكردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمیتابید.
مرگ بر آمریكا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است كه با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است. مرگ بر آمریكا ندای طبیعت زنده و عالم هستی است . عالمی كه میخواهد آینهی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازهی آزاد شدن ظرفیتها و عظمتهای آن را نمیدهند و بالاخره مرگ بر آمریكا یعنی حیات و سرزندگی بشری كه فقط حضرت الله را در واسطههای فیضش در زمین میطلبد.
منبع: بچه های قلم
گروه اقتصادی – رجانیوز: انگار دیگر باید به نقض سخنان اقتصادی رئیسجمهور، آنهم از سوی مسئولان اقتصادی خود دولت در روزهای بعد عادت کنیم. از خالی بودن خزانه گرفته تا موجودی صندوق توسعه ملی و مساله بدهکارترین دولت تاریخ؛ موضوعاتی که مشخص نیست از چه منابعی به آقای روحانی اعلام میشود که بعدا توسط تیم اقتصادی دولت، تکذیب میشود.

گروه سیاسی- رجانیوز: از همان ساعات اولیه بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و قطعی شدن پیروزی دکتر حسن روحانی، تعدادی از هواداران وی در خیابان ها به ابراز شادمانی پرداختند اما سر دادن برخی شعارهای افراطی توسط آنها منجر شد تا پیش بینی شود یکی از اصلی ترین چالش های رییس جمهور جدید نوع مواجهه اش با اقلیتی افراطی خواهد بود که رای مردم به رییس جمهور جدید را به یک رای «سیاسی» تفسیر کرده اند و مصمم هستند تا خوانش دروغ خود از رای هجده میلیونی مردم را به جامعه و خصوصا دولت جدید تحمیل کنند.

به گزارش رجانیوز، در همین راستا در حالی که کمتر از سه ماه از آغاز بکار آقای روحانی به عنوان رییس جمهور جدید می گذرد، سیل تازه ای از هجمه های افراطیون اصلاح طلب که از ابراز اتصال خود به طیف های ضدانقلاب ابایی ندارند، به وی آغاز شده چنانکه نگاهی به رسانه های مجازی و مکتوب اصلاح طلبان نشان می دهد، به بهانه ماجراجویی و جنجال دختران یکی از سران فتنه که اصل خبر نیز مورد تکذیب مسئولان امنیتی دولت جدید قرار گرفت، حمله این اقلیت افراطی که خود را همه کاره دولت جدید تصور می کند، به رئیس جمهور شدت گرفته است.