مطالعه تاریخ اسلام، آنهم به صورت طولانی یک ویژگی به انسان می بخشد:

ناخود آگاه در مسائل و اتفاقات سیاسی و اجتماعی و موضعگیری ها و اخبار...به یاد یک حادثه تاریخی می افتی...اصلا هم دنبال این نیستی که تطبیق دهی...

صبح یک تیتر خبری از یک روزنامه ای دیدم( البته من معمولا روزنامه های تندرو چپ و راست را نمی خوانم ،چون هردو دنبال سیاه نمایی هستند) خیلی اتفاقی بود دیدن تیتر این روزنامه چرا که این روزنامه را صدسال مفت هم بدهند من شیشه های خانه ام را هم با آن پاک نمی کنم.تا عصر این تیتر توی ذهنم ماند.بعد مقایسه کردم عده ای را که در مورد یک فرد سیاسی این مملکت با چنان بغضی صحبت می کنندو می کردند و خواهند کر که ناخودآگاه به یاد بغض ((بدر)) و ((احد)) و ((خندق)) می افتی و فکر می کنی شاید این رجل سیاسی دیرزمانی پدر و برادری از این دسته از دم تیغ گذرانده و ریشه جاهلیت هنوز که هنوز است در بعضی مدعیان روشنفکری باقی است....

پای طرفداران خودشان که باشد آیت الله، حجت الاسلام، آقای دکتر، جناب مهندس و صد منصب حقیقی و مجازیش را می آورند ولی فلانی را با دهن کجی و تمسخر نام می برند...

خدا به فریادتان برسد که آتشی مهیاست از برای مستهزئین...