صرف ماضی در مضارع
بسمه تعالی
صرف ماضی در مضارع
ماضی
آن ها توقعات عجیبی از ما داشتند. توقعاتی که به هیچ قیمتی قابل تحمل نبود.
آنها می خواستند زمام امور ما را به دست خودشان بگیرند. آنها می خواستند ما از خودمان اراده ای نداشته باشیم. می خواستند اراده آن ها را عمل کنیم.
عده ای می گفتند: مگر چه اشکالی دارد که زمام امور را به دست دشمنان بسپاریم؟ مگر چه اشکالی دارد که به اراده آن ها عمل کنیم؟
این ها طبیعتا آدم های احمقی بودند. آدم عاقل که حاضر نمی شود عنان اراده و اختیارش را به دست دشمن بسپارد.
و ما جواب دندان شکنی به آنها دادیم. هم به دشمن و هم به آنها که می خواستند زمام امور را به دست دشمن بسپارند . وحق هم همین بود.
دشمنان را با ایمان راسخ، با شهامت، با مقاومت و استقامت راندیم، همه فشارها را تحمل کردیم و لی حاضر نشدیم زیر بار سلطه شان برویم.
وبرای آنها که عمق فاجعه را نمی فهمیدند توضیح دادیم که اگر دشمنان بر ما مسلط شوند، چه تبعات وحشتناکی در پی دارد.
تشریح کردیم که در صورت سپردن عنان و اختیار به دست دشمنان ناگزیریم که مثل آنها فکر کنیم، مثل آنها انتخاب کنیم و در مسیری که آنها معین می کنند حرکت کنیم. دشمنان در صورت تسلط، بخش اعتقاد، اراده و تعقل ما را تعطیل می کنند و وادارمان می سازند که طرح ها،ایده ها و نقشه های آن ها را عمل کنیم.دشمنان در صورت تسلط، ما را وادار می کنند که کالاهای آن ها را مصرف کنیم، از محصولات فرهنگی آنها تغذیه کنیم،پا جای پای آنها بگذاریم، مثل آنها لباس بپوشیم، مثل آنها خانه بسازیم،مثل آنها زندگی کنیم و حتی مثل آنها یکدیگر را دوست بداریم.
در صورت حضور دشمنان، ما مجبوریم ارزش هایمان را زیر پا بگذاریم و ملاهی و مناهی و منکرات و ضد ارزش های آنها را سرمشق رفتار خودمان قرار دهیم.
پس مخالفتی کردیم، مقاومت کردیم. دشمنان را راندیم و زیر بار طرح ها و توطئه هایشان نرفتیم و گمان کردیم که آنها به سادگی از ما دست خواهند کشید و طمع خواهند برید.
بله آنها توقعات عجیبی از ما داشتند. توقعاتی که به هیچ قیمتی قابل تحمل نبود.
مضارع
و ما- برخی از ما- اکنون بر اساس یک قرار ناگذاشته، همان کارهایی را می کنیم که آنها از ما توقع داشتند. توقعاتی که به هیچ قیمتی قابل تحمل نبود.
ولی خوشحالیم که آنها نیستند. خوشحالیم که کار در دست خودمان است.
نوشته : سید مهدی شجاعی