منال از دیگران تا وا کنی از سر عیوب خویش
چنان تلخ است کام ما، که بیش از این نخواهد شد
و زین حلوا و حلوا کردنت شیرین نخواهد شد
به واقع گر طلا هستی، بد از مس گفتنت از چیست؟!که مس با ادّعا هرگز دُرِ زرّین نخواهد شد
برو ای شیخ! وا کن شوخ از موی پریشان هاکه جرم خواجه با این حرف ها تبیین نخواهد شد
مگو از کرده های اندکت در اولین منبرکه مُشک از گفتن عطّار عطرآگین نخواهد شد
بگو زین پس چه خواهی کرد در آبادی خاکتکه با یک گل بهار بیشه ات تضمین نخواهد شد
منال از دیگران تا وا کنی از سر عیوب خویشکه رفع فتنه ها با ناله و نفرین نخواهد شد
به پای جنگ شیخ و خواجه میسوزند رعیت هاصلاح مملکت در این میان تامین نخواهد شد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۱۴ ساعت 10:10 توسط ا. جعفری
|